شب از شب هاي پائيزي است.
در آن همدرد و با من مهربان شبهاي شك آور
شبي گريان و طولاني .
شبي كه در گمانم من كه آيا بر شبم گريد .
چنين همدرد.
و يا بر بامدادم گريد . از من نيز پنهاني
من اين مي گويم و دنباله دارد شب .
خموش و مهربان با من
به كردار پرستاري سيه پوشيده پيشاپيش .
دل بركنده از بيمار .
نشسته در كنارم . اشك بارد شب
من اين مي گويم و دنباله دارد شب ....
م _ اميد
