گلدوزي
گوشه پارچه اي برفي رنگ.
شاخه هاسبز شدند .
روي هر شاخه . گلئ ميرويد
مادرم . مثل بهار .
گوشه پارچه گل مي سازد
غنچه ميروياند
ونخ گلدوزي
شيره سبز گياهيست كه در ساقه گلها جاريست.
خواهرم توي حياط
دوست دارد كه گل از شاخه بچيند . اما
گنجشكي
روي درخت .
خواب گل مي بيند
ذهن گنجشك پر از عطر گل است
روي ديوار حياط
گربه اي آمد و گل پرپر شد.
***
مادرم مثل بهار
گوشه پارچه گل مي سازد
نخ گلدوزي او كوتاهست
مادرم مي ترسد
غنچه ها . وانشوند
(( عمران صلاحي ))
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 22:36  توسط حمید شانیار
|
