اينك اي دل . باغهاي ناشناس را بسراي .
باغهاي شاداب . روشن و دست نيافتني را .
براي گلهاي سرخ اصفهان و شيراز
عاشقانه نغمه بياغاز
و به تحسين اين بي همتابان بپرداز.
2
برج
من گرد خدا ميگردم . گرد اين برج كهنسال.
گرچه هزارانسال است كه دراين طوافم .
اما هنوز نميدانم كه شاهينم يا كه توفانم
يا شعر سترگ جهانم .
3
روز پائيزي
خدايا . ديگر زمانش فرا رسيده است .
تابستان بسي دير پاييد .
و باد ها را در دشت ها رها ساز .
آخرين ميوه ها را به رسيدن فرمان ده .
به آن ها دو روز گرم ديگرارزاني دار
وبه سوي كمالشان رهنمون شو
و واپسين شهد را درجان باده مرد افكن ريز .
آنكه امروزش سرائي نيست . ديگر سرايئ نخواهد ساخت.
آنكه امروز تنهاست . روزگاري تنها خواهد ماند .
بيدار خواهد شد . خواهد خواند . نامه هاي بلند خواهد نوشت.
و زماني كه برگ ها فرو مي ريزند .
نا آرام در كوچه پر سه خواهد زد .
4
مرگ
مرگ بسي سترگ است .
مابا لبان خندان
جملگي از آن اوييم .
هنگامي كه خود را در كانون زندگي مي پنداريم .
آنكه در دورن ما مي گريد
اوست
-------------- راينر ماريا ريلكه --- 1875 ---1926--------
در پراگ زاده شد . در همان شهر و سپس در برلين در رشته
تاريخ هنر به تحصيل پرداخت و سفرهاي فراواني به كشور
هاي اروپايئ و افريقايئ كرد .
مدتي منشي خصوصي رودن((rodin))..تنديسگر بزرگ فرانسوي
بود .
سالها نيز درسوئيس زيست ودر همان جا به سال1926
در گذشت .
ريلكه يكي از شاعران بزرگ قرن بيستم اروپا ست .
