تبليغاتX
میراث خيال

میراث خيال

شعر

یک نوشته
من مي‌خواهم صحنه‌هايي را به تو نشان دهم كه مثل سيلي به صورتت بخورد و امنيت تو را خدشه‌دار كند و به خطر بيندازد. مي‌تواني نگاه نكني، مي‌تواني خاموش كني، مي تواني هويت خودرا پنهان كني، مثل قاتل‌ها، اما نمي‌تواني جلوي حقيقت را بگيري، هيچ كس نمي‌تواند.




كاوه گلستان


با تشکر فراوان از فرهاد بخاطر ارسال این مطلب و بقیه کارها
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 10:28  توسط حمید شانیار  |