برای یکی که .......
بهار که می آید . ازدل خاک سیاه . دامن دامن. گل به بار می آید.
از زیر برف سنگین و سرد زمستانه . بنفشه کمر راست می کند .
چشم بر بار ابر بهاران . رگبار اشک شوق میزند بر سجاده دشت
گل سرخ قامت می کشد در قبله گاه عشق . از هرم نفس های مهر .
تن سرد زمین جان می گیرد.
از مرزهای سر زمین ( دارا ). بوی جان (آرش) میگیرد.و حلول
میکند در مشام باستانی نوروز .در فضای اهوارائی زاد بوم (کورش)
و سرود هائی اوستا بار دیگر نیکی را هدیه میکند به
رفتار .... گفتار .... کردار .... باکدلان ایران زمین
ما..... سجاده نشین بامداد فروردینم ....
بهار که می آید . ازدل خاک سیاه . دامن دامن. گل به بار می آید.
از زیر برف سنگین و سرد زمستانه . بنفشه کمر راست می کند .
چشم بر بار ابر بهاران . رگبار اشک شوق میزند بر سجاده دشت
گل سرخ قامت می کشد در قبله گاه عشق . از هرم نفس های مهر .
تن سرد زمین جان می گیرد.
از مرزهای سر زمین ( دارا ). بوی جان (آرش) میگیرد.و حلول
میکند در مشام باستانی نوروز .در فضای اهوارائی زاد بوم (کورش)
و سرود هائی اوستا بار دیگر نیکی را هدیه میکند به
رفتار .... گفتار .... کردار .... باکدلان ایران زمین
ما..... سجاده نشین بامداد فروردینم ....
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 10:0  توسط حمید شانیار
|
