تبليغاتX
میراث خيال

میراث خيال

شعر

نوروز


مغازه ها
دربخاري ازكلمات بهاري
غوطه ورند
نوروز
جامه هاي رنكرنكش را
درويترين مغازه ها بهن كرده است
روياي كفش هاي تازه
نيلوفري ست
كه ازباهاي كودكانه بالاميرود
ودستهاي كوتاه
در نيمه راه تخيل
ميماند
نوروز
خاطره ها و خيابانهارا رنك ميزند
ورايحه وانيلش را
همه جاميبراكند
سلام ! ماهي قرمز !
سلام ! تنك بلور
سلام ! كريه هاي ريز ريزكودكانه
درغروب بازارهاي شلوغ
سلام ! ساكهاي خالي
سلام ! سبزه ها !
بهارهاي موجز بشقابهاي
نوروز سال سك !
سلام ! سلام!

اسفنى 72
حافظ موسوي
---------------------













+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 1:9  توسط حمید شانیار  | 

شعر

عزيزمن هي بيرس شعر جيست؟

شعر جيزي شبيه توست
درختي است كه داستان ميداند
ديواراست درأرزوي دريجه

شعر شاهراه است
خيابان بلندي ست كه تاأن سوي
ستاره ميرسد
شعرشوق من است به شنيدن تو
لهجه ي شيرين أب است
بوي كل است كه درباغجه ميرويد
رقص واره است درسوادي سر
رويش نكاهست برشهر شانه ها
شعر؟
عزيزمن مهرباني ست
كل است به وقت شكفتن
تعبير من از نكاه توست
وقتيكه ميباري و من
خيس مي شوم
شعر
درخت است
شاهراه است
خيابان است
لهجه مهربان أب است
أفتاب كرم جنوب
درياست شعر
جه ميكويم همين تويي
شايد شعر

شعر : حسن زرهي
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 2:9  توسط حمید شانیار  | 

ي آشناي من

برخيز و با بهار سفر كرده باز گرد ،

تا پر كنيم جام تهي از شراب را !

وز خوشه هاي روشن انگور سبز ،

در خم بيفشريم مي آفتاب را !

برخيز و با بهار سفر كرده بازگرد ،

تا چون شكوفه هاي پر افشان سيب ها ،

گلبرگ لب به بوسه خورشيد وا كنيم ،



وانگه چو باد صبح

در عطر بوته هاي بهاري شنا كنيم .



برخيز و باز گرد

باعطر صبحگاهي نارنجهاي سرخ

ازدور، ازدهانه دهليز تاكها ،

چون باد خوش، غبار برانگيز و باز گرد .



يك صبح خنده رو ،

وقتي كه با بهار گل افشان فرارسي

دربازكن ، به كلبه خاموش من بيا.

بگذار تا نسيم كه در جستجوي تست

از هر كه درره است . بپرسد نشانه هات

آنگاه با هزار هوس ، باهزار ناز

برچين دو زلف خويش



آغازرقص كن .

بگذار تا به خنده فرود آيد آفتاب

بر صبح شانه هات



اي آشناي من !

برخيز و بابهار سفركرده بازگرد

تا چون به شوق ديدن من بال و پر زنند ،

بر شاخه لبان تو ، مرغان بوسه ها ،

لب بر لبم نهي

تا بانشاط خويش مرا آشنا كني

تا با اميد خويش مرا آشتي دهي .

HJ
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 2:47  توسط حمید شانیار  |