ايمان بيداد
بد عهدي داد
روح فريب ام . بي تو ...
بي تو
قانون گردابم . سرا بم . نقش آبم .
بي تو ...بي تو
بي ايمني . شوريد گي . در قعر خوابم
اي بي تو من بي خويش . بي خويشتن .
بي کيش
خاري هدف گم کرده در دهليز بادم
بي تو ...
بي تو !
طيف غباري خفته بر درياي شن زار
خون شب ام
هذيان تب آلود دردم . بي تو .
بي تو
رمز سکوت ام
راز بهت ام
رنگ ياد م
بي تو ... بي تو !
اي بي تو. بي تو
از زندگي بيزار
تا مرگ راهي نيست . بي تو
اي بي من و درمن
بي من تو هم آني و ايني .
اي بي تو منگرداب ويراني
قانون بي رحم پريشاني
چنيني ؟
بدرود . بدرود .
اين اشگ و هق هق گريه مردي پشيمان نيست
مردان نسل ما
باگريهمي خندند . بي تو !
اي بي تو من . بي من
آيا تو هم اينگونه مي خندي ؟
باگريه خنديدن نه آسان است .
بي تو
نصرت رحماني
