تبليغاتX
میراث خيال

میراث خيال

شعر

نه . حرام نشدي

 

همسايه تو بو ديم و
          زير سايه ي تو بوديم برادر بزرگ
همشيه مي ديدمت در مهتابي
خم شده به کوچه تاريک :
( آه من حرام شدم )
نه حرام نشدي
حراميان هم اين را مي دانند
کلام تابدانجا پرو ازش داد
و اکنون
آرام خفته اي
درمصراعي کوتاه
به بلنداي  ابديت

            ضيا ء موحد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:8  توسط حمید شانیار  |