قهقه
لبخندحالتی اختیاری است
می تواندنیشخندی یا زهر خندی شود
اما خنده ایکه از ته دل سر داده ای
ذاتی انسانی دارد در بی اختیاریاش.
شوخ چشمی طبیعت
ازاین چشم انداز می رویم
.تصویر های تماشا میماند با ما .
که اندک اندک به خاطره ای جز خود راه می دهد
وهمی بی رحم
که چشم انداز بین زمین و آسمان جادارد .
باردیگر که آمده ای ویادت نمانده کی ؟
چشم انداز دیگرگون گشته است
مانده اماهمچنان پدیدار. در هوا
ابرها ی ناپایدار
لهجه جهانی
تنها خنده است که می فهمند همه
معنایش را در سرا سرگیتی.
یک زبان
سرسری.امابه هنگام گریه
کسی هست بپرسد از خود یا از تو
چرا گریه می کنی برای چه؟
جواد مجابی
