شعر و سخنوري
از :
ايما نوئل کانت
براي به داوري گرفتن چيز هاي زيبا ذوق لازم است . اما براي
هنر (هاي ) زيبا . يعني براي آفريدن اينگونه چيزها .
نبوغ لازم است ...
****
توانائي رواني که يگانه شدن آنها ( به نسبتي معين ) نبوغ را
مي سازد عبارتند از : (( خيال )) و ( ( فهم)) ...
****
...بدينسان . اگر بخوهيم هنرهاي زيبارا دسته بندي کنيم . دست کم
فعلا. نمي توانيم {براي اين کار } اصلي در خور تر از اينبر گزينيم
که : هنر به نحوه اي از بيان مي ماند که انسان ها در سخن گفتن
به کار مي گيرند تا . به کاملترين صورت ممکن . نه تنها مفهوم ها .
بلکه احساس هاي خويش را نيز به يکديگر برسانند .
اين کار با کلمه . رفتار . و لحن ... انجام مي گيرد . تنها با ترکيب
اين سه گونه از بيان است که رابطه گرفتن گوينده (با شنوند گان )
مي تواند کامل باشد . چرا که بدينسان . انديشه . (نگرش ) و
احساس .همزمان وبا هم . به ديگران رسانده مي شوند .
بنابراين . سه گونه هنر هاي زيبا در کارند :
هنر هاي زباني
هنر هاي تجسمي { شکل دهنده }
هنر بازي ي احساس ها { چون تا ثرات حسي ي بيروني } ...
****
...هنر هاي زباني عبارتند از : سخنوري و شعر .
سخنوري عبارت است از : هنر انجام دادن يک کار جدي ي فهم .
بدانسان که گوئي اين کار همانا بازي ي آزاد خيال است . وشعر
عبارت است از : پرداختن به بازي ي آزاد خيال . بدانسان که
پنداري اين کار همانا يک کار جدي ي فهم است .
سخنوري .بدينسان . کاري جدي را تعهد مي کند . و براي اين که
شنوندگان خود را سر گرم بدارد . آن را چنان انجام ميدهد که گوئي
کار او چيزي جز بازي با تصورات نيست .
شاعر تنها بازي ي سرگرم کننده اي با تصورات را تعهد ميکند . و
با اينهمه . تاثير اين بازي در فهم چنان است که پنداري قصد شاعر
هماناپرداختن به فهم بوده است .
ترکيب و هماهنگي ي اين هر دو توانائي ي شناسائي . يعني حساسيت
و فهم ....مي بايد چنان بنمايد که گوئي قصد و نقشه اي قبليدر کار
نبوده و بهخودي خود انجام گرفته است . وگرنه {نتيجه اين کار }
هنر زيبا نخواهد بود .