سعاد الصباح
شاعرو اديب كويتئ در 22 ماه مه در كويت زاده شد .
او درسال 1973ليسانس اقتصاد از دانشگاه قاهره را بدست
آورد سپس در ادامه تحصيل خود در رشته اقتصادوعلوم
سياسئ از دانشگاه انگستان موفق به اخذ دكترا شد .
سعاد الصباح زنئ فرهيخته وباشهامتئ ايست كه درمورد
مسائل اجتماعئ زمان خود -مانند خشونت و حقوق بشر
وزنان ودفاعاز حقوق آنان و مسائل كشور هائ عربي و
آزادئ بيان و انديشه .صاحب فكر وعلاقه ودغدغه خاطر
است وعضو فعال انجمن هائ گوناگونئ مانند اتحاديه
نويسندگان و عضو سازمان حقوق بشر در جهان عرب و
عضو سازمان جهانئ زنان مسلمان شرق آسيااست .
او مي گويد :
من زنئ گريخته ازكتاب هزار ويك شب هستم
نيمئ ماهئ و نيمئ زن
شعر او ...
التماس
1
التماس ميكنم
پرده ائ مباش
ميان من و كتاب من
ميان چشم من و نور چشم من
ميان مژگانم وسرمه ام
ميان دهانم و آوايم
كاين ظلم را تحمل نمئ كنم
2
التماس مي كنم
پرده ائ مباش
ميان چهره و آينه ام
ميان پيكر و سايه ام
ميان انگشت ها و ورقه ام
ميان فنجان قهوه ولبانم
ميان خواب و بيداريم
كاين استعمار را تحمل نمئ كنم
3
تمنا مئ كنم
ميان پيمان عاطفئ ام
نسبت به تو
و پيمان تاريخئ ام
به قبيله ام
ميان ده فرمان پدرم
و د ه فرمان تو
ميان بوسه هائ آغشته به عسل مادرم
و بوسه هائ آغشته به جنون تو
مرا نا بود نسازئ
4
تمنا ميكنم
چمدان هايت را
از هتل حافظه ام بيرون ببري
وروزنامه ها و كتاب هائ سياسئ ات را
كه در خودرو من فراموش مئ شوند
و پاكت هائ شيريني نعناع را
كه براي خشنودئ كودك درونم
مئ خرئ
5
تمنا مئ كنم
كه دست هايت را از اجر ائ زمان بردارئ
و از ترتيب روزها
شنبه و يكشنبه را به تو دادم
و سه شنبه و چهار شنبه
و تابستان و زمستان را
وزماني كه هستي مئ يابد
و زمانئ كه هستئ خواهد يافت
برگردان :يوسف عزيزئ بنئ طرف
شاعرو اديب كويتئ در 22 ماه مه در كويت زاده شد .
او درسال 1973ليسانس اقتصاد از دانشگاه قاهره را بدست
آورد سپس در ادامه تحصيل خود در رشته اقتصادوعلوم
سياسئ از دانشگاه انگستان موفق به اخذ دكترا شد .
سعاد الصباح زنئ فرهيخته وباشهامتئ ايست كه درمورد
مسائل اجتماعئ زمان خود -مانند خشونت و حقوق بشر
وزنان ودفاعاز حقوق آنان و مسائل كشور هائ عربي و
آزادئ بيان و انديشه .صاحب فكر وعلاقه ودغدغه خاطر
است وعضو فعال انجمن هائ گوناگونئ مانند اتحاديه
نويسندگان و عضو سازمان حقوق بشر در جهان عرب و
عضو سازمان جهانئ زنان مسلمان شرق آسيااست .
او مي گويد :
من زنئ گريخته ازكتاب هزار ويك شب هستم
نيمئ ماهئ و نيمئ زن
شعر او ...
التماس
1
التماس ميكنم
پرده ائ مباش
ميان من و كتاب من
ميان چشم من و نور چشم من
ميان مژگانم وسرمه ام
ميان دهانم و آوايم
كاين ظلم را تحمل نمئ كنم
2
التماس مي كنم
پرده ائ مباش
ميان چهره و آينه ام
ميان پيكر و سايه ام
ميان انگشت ها و ورقه ام
ميان فنجان قهوه ولبانم
ميان خواب و بيداريم
كاين استعمار را تحمل نمئ كنم
3
تمنا مئ كنم
ميان پيمان عاطفئ ام
نسبت به تو
و پيمان تاريخئ ام
به قبيله ام
ميان ده فرمان پدرم
و د ه فرمان تو
ميان بوسه هائ آغشته به عسل مادرم
و بوسه هائ آغشته به جنون تو
مرا نا بود نسازئ
4
تمنا ميكنم
چمدان هايت را
از هتل حافظه ام بيرون ببري
وروزنامه ها و كتاب هائ سياسئ ات را
كه در خودرو من فراموش مئ شوند
و پاكت هائ شيريني نعناع را
كه براي خشنودئ كودك درونم
مئ خرئ
5
تمنا مئ كنم
كه دست هايت را از اجر ائ زمان بردارئ
و از ترتيب روزها
شنبه و يكشنبه را به تو دادم
و سه شنبه و چهار شنبه
و تابستان و زمستان را
وزماني كه هستي مئ يابد
و زمانئ كه هستئ خواهد يافت
برگردان :يوسف عزيزئ بنئ طرف
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:29  توسط حمید شانیار
|
