(1)
وقتی که در خلسه عشقم
احساس می کنم به سبکی پری هستم
و بر فراز ابر ها راه می روم
و نور خورشید را می دزدم
و مهتاب ها را صید می کنم .
(2)
وقتی که در خلسه عشقم
احساس میکنم که جهان . وطنم را روشن ساخته است
ومن می توانم از دریا ها عبور کنم
واز هزار ها رودخانه بگذر م
می توانم
بی گذر نامه همچون کلمات و اندیشه ها
به هر جا که بخواهم . بروم .
(3)
وقتی تو محبوب منی
ترس و ناتوانی از من دور می شود
واحساس می کنم که قوی ترین زن دنیا هستم
عقده های قدیمی ام را پشت سر می گذارم
ونام تو را
در هر کجا که هستی
صدا می زنم .
(4 )
به تمام قهوه خانه های دنیا سر می کشم
- از این قهوه خانه به آن قهوه خانه-
همه کارگران راهساز را خبر می کنم
مردم توی اتوبوس را خبر میکنم
گل های توی ایوان ها را صدا می زنم
به مورچه ها و زنبور ها و گربه ی خیابان می گویم :
من عاشقم !
من عاشقم !
من عاشقم !
سعاد الصباح
بر گردان : وحید امیری
