کافکا ، داستان نویس آلمانی ، در ه1883درپراگ بدنیا آمد
و در 1924در کیرلینگ نزدیک وین مرد .
این نویسنده که آثار ش اغلب تا بعد از مرگش منتشر نشد
مانده بود ،سی سال بعد تاثیر نوشته های داستایوسکی در
نسل جنگ اول برابر است .
بیماری سل او را چند بار به آسایشگاه انداخت و تنهائی
آمیخته با ناامیدی بر تمام زندگی او سایه گسترد و در تمام
زندگی او سایه گسترد و در تمام آثارش منعکس شد .
{ قصر } ، {محاکمه }، {مسخ }، { امریکا }
{دیوار بزرگ چین } از آثار مشهور اوست .
رهگذر
وقتی که شبانگاه به طرف بالای خیابانی گام برمیدارید ،ومردی که از
دور دست پیداست - چون خیابان دامنه تپه را می پیماید و ماه به
تمامی دمیده است - دوان به سوی شما می آید ، بسیار خوب ،اورا
محکم نمی گیرید ، حتی اگرموجودضعیف و زنده پوشی باشد، و اگر
کسی فریاد کنان دنبالش بکند ،او را نمیگیرید و می گذارید که بگریزد .
برای اینکه شب است ، واگر خیابان در سر بالایی تپه زیر ماهتاب
امتداد می یابد ،کاری از شما ساخته نیست .
وگذشتهاز اینها شاید این دو مرد برای سر گرم کردن خودشان قرار
گذاشته اند که دنبال همدیگر بدوند ،یا شاید هر دوی آنها شخص سومی
را دنبال می کنند ، شاید اولی مرد بیگاهی است و دومی می خواهد او
را بکشد ، آنوقت شما شریک جرم شناخته خواهید شد ، شاید اصلا هم
دیگر را نمی شناسند وهر یک جداگانه به طرف خانه اش میدود که بخوا
ید ، شاید آنها شبگرد هستند ، شاید مرد اولی مسلح باشد .
وبه هر حال ، شما حق ندارید که خسته باشید و آیا مقدار زیادی شراب
ننوشیده اید ؟ شکر می گذارید که مرد دومی حالا دیگر کاملا از نظر
نا پدید شده است ...
محمود کیانوش
