حوصله ي راه
اي دوست،
در ازناي شب اندوهان را
از من بپرس
که در کوچه عاشقان تا سحر گاه ،
رقصيدهام !
وطول راه جدائي را
از شيون عبث گام هاي من
برسنگفرش حوصله ي راه
که همپاي باد ها
در شهر و کوه و دشت
بدنبال بوي تو
گرديده ام
وساعت خود را
با کهنه ساعت متروک برج شهر ،
ميزان نموده ام !
اي نازنين
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد ،
تاري زموي سپيد م
در عود سوز بيفکن
تا عشق را بر آستانه در گاه بنگري !
نصرت رحماني
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 17:12  توسط حمید شانیار
|
