چه زیباست اینجا : نرمه بادی سرد ،
برف ترد ، صبحی سرد تر از دیروز ،
گدازه های ی سرخ گل رز
بر سر بوته ای سفید از برف .
وسعت جادویی برف :
جای دو جفت پا تا دور دید ،
یاد آور گام های من و تو
از روز هائی دور .
آنا آخماتووا
برگردان : احمد پوری
شعر
چه زیباست اینجا : نرمه بادی سرد ،
برف ترد ، صبحی سرد تر از دیروز ،
گدازه های ی سرخ گل رز
بر سر بوته ای سفید از برف .
وسعت جادویی برف :
جای دو جفت پا تا دور دید ،
یاد آور گام های من و تو
از روز هائی دور .
آنا آخماتووا
برگردان : احمد پوری
انسانی سر سخت و جسور
عشق ، شعر وصراحت را
دستاویز خیر ه سری هایش می کند
برنوک چوب کبریتی
شهری میسازد
با خانه ها
درختان ،
مجسمه ها
میدان ها
ویترین های زیبا ،
ایوان ها
صندلی ها و گیتار ها ،
شهروندان واقعی و پلیس های راهنمایی
قطار ها به موقع میرسند .
از آخرین قطار
میز های مرمر ین کوچک کنار دریا می آورند ،
جاییکه پار وزنان خیس از عرق
با دوشیزگان زیبا لیموناد خنک سر می کشند
وبه کشتی ها نگاه می کنند .
جز این چیزی برای گفتن ندارم
و می پذیرم
که حرفم را باور نکنید .
یانیس ریتسوس
دربیمارستان
شبی آرام
یک دودکش .
بام ها ،
سیاهی تپه ها
وابری خرد .
با چنان شوقی
از دریچه باز آسمان را می نگری
که گویی وداعش می گویی
او نیز نگاهت می کند .
راستی
چه به کف آورد های و
چه از کف داده ای ؟
دیگر وقت حساب وکتاب نیست .
نخستین و آخرین وازه ها
انقلاب و عشق
این همه را گفتند .
سکوتت
سراسر
شعر را بر زبان می آورد .
چه زود گل های سرخ پرپر میشوند!
ازاین رو ، تو نیز برمی خیزی
وخرس رقصانی را همراهی می کنی
که سرخ گلی پلاستیکی
میان دستانش دارد !
یانیس ریتسوس
برگردان : علی عبداللهی