تبليغاتX
میراث خيال

میراث خيال

شعر

چه زیباست  اینجا ....

 


چه زیباست اینجا : نرمه بادی سرد ،

برف ترد  ، صبحی سرد تر از دیروز ،

گدازه های ی سرخ گل رز

بر سر بوته ای سفید از برف .

وسعت جادویی برف :

جای دو جفت پا تا دور دید ،

یاد آور گام های من و تو

از روز هائی دور . 

 

                                     آنا آخماتووا 

                      برگردان : احمد پوری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 10:35  توسط حمید شانیار  | 

تنها همین!

 

انسانی سر سخت و جسور
عشق ، شعر وصراحت را
دستاویز  خیر ه سری هایش می کند
 برنوک چوب کبریتی
 شهری میسازد
با خانه ها
درختان ،
مجسمه ها
 میدان ها
ویترین های زیبا ،
ایوان ها
صندلی ها و گیتار  ها ،
شهروندان واقعی و پلیس های راهنمایی

قطار ها به موقع میرسند .
از آخرین قطار
میز های مرمر ین کوچک کنار دریا می آورند ،
جاییکه پار وزنان خیس از عرق
با دوشیزگان زیبا لیموناد خنک سر می کشند
وبه کشتی ها نگاه می کنند .


جز این چیزی برای گفتن ندارم
و می پذیرم
که حرفم را باور نکنید .

 

              یانیس ریتسوس

 


دربیمارستان

 

شبی آرام
یک دودکش .
بام ها ،
سیاهی تپه ها
وابری خرد .
با چنان شوقی
از دریچه باز آسمان را می نگری
که گویی وداعش می گویی
او نیز نگاهت می کند .
راستی
چه به کف آورد های و
چه از کف داده ای ؟
دیگر وقت حساب وکتاب نیست .
نخستین و آخرین وازه ها
انقلاب و عشق


این همه را گفتند .
سکوتت
سراسر
شعر را بر زبان می آورد .

 

چه زود گل های سرخ پرپر میشوند!
ازاین رو ، تو نیز برمی  خیزی
وخرس رقصانی را همراهی می کنی
که سرخ گلی پلاستیکی
میان دستانش دارد !

 

           یانیس ریتسوس


 برگردان : علی عبداللهی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:58  توسط حمید شانیار  |