حاصل ز بهار عمر ،
ما را ،غم و بس !
از قافله بهار نامد آواز
تا لاله به سر نگون ساخت جرس .
ما را ،غم و بس !
از قافله بهار نامد آواز
تا لاله به سر نگون ساخت جرس .
2
آلاله ی کوهسارو نم ته ئی یار !
بنفشه ی جوکنارو نم ته ئی یار !
آلاله ای کوهسارون هفته ئی بی ،
امید روزگارو نم ته ئی یار !
و اما سخن دوست ....
برای خودت ،
که خود مظهر هر چه خوبی است .
فرشته ای است ساده و فروتن که نمی دانم
بال هایش را کجا پنهان می کند .
نمونه ای است از زن نجیب و زحمتکش ،
نمی فهمم چرا هر بار که می بینیمشان جلوی
پایشان سجده نمیکنم .
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:52  توسط حمید شانیار
|
